محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

156

تحفه خانى ( فارسى )

و اگر تقديم فصد كنند در خلط غلظ و لزوجت زياده مىشود پس واجب است درين مقام اول اسهال است و اگر چنانچه نسبت زيادتى اخلاط در بدن بروجه مساواتست در مقام نيز ابتدا بفصد مىبايد و بعد از آن استفراغ هر خلط كه غالب است در بدن از اخلاط ثلاثه ديگر كه غير خونست مىبايد كرد و اگر نسبت ازدياد اخلاط بر مساوات نيست به اين معنى كه از اخلاط ثلاثه پيشتر از خونست آن زمان تقديم استفراغ آن خلط مىبايد كرد تا نسبت اخلاط متساوى شود و بعد از آن فصد مىبايد كرد اگر در خون غلبه ظاهر باشد و شمهء ازين بتقريب مذكور شد و اوفق در تدبير كسى كه قريب العهد بفصد است بوقت ضرورت و حاجت خوردن داروى مسهل است و اگر چنانچه كسى را فصد واجب شده باشد و او تقديم داروى مسهل كند خطاست زيرا كه موجب حدوث امراض منكر است و تپ و اضطراب و باعث بر اختيار استفراغ كيف كان خواه بفصد باشد و خواه بدواى مسهل و غير ذلك از استفراغات همه وقت باعث كميت و بسيارى مواد و اخلاط نيست زيرا كه گاه رداءت كيفيت خلط نيز موجب اخراج است اگر بحسب كميت قليل باشد و بر معالج صائب التدبير مراعات اين قوانين از قليل و كثير واجبست و گاه شخص را با وجود احتياج باستفراغ و تنقيه بدن مانعى از استفراغ پيش مىآيد و يا عادت ندارد و يا هرچه از دوا مىخورد پيش از حصول اسهال قى مىكند درين صورت مذكوره تبديل دوا بصوم و نوم بايد كرد كه در حصول فائده قريب به خوردن دواى مسهل نيست زيرا كه روزه داشتن رياضت است كه در آن بسيارى از مواد فاسد بتحليل مىرود و خواب نيز اگرچه رضايت نيست اما در خواب حرارت غريزى متوجه داخل مىشود